حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

84

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

بخونخواهى شهداى كربلا برخيزند و با مخالفين بنى اميه همدست شوند . چون مقارن همين ايّام مختار در كوفه خروج كرد جماعت مزبور به يارى او برخاستند و قريب 20000 تن از ايرانيان كوفه و بصره و الجزيره دور او را گرفتند . مختار هم بعد از كشتن قاتلين شهداى كربلا اموال ايشانرا بين ايرانيان سپاه خود تقسيم كرد . بدبختانه كار مختار به علت جاه‌طلبى و دعاوى باطل او پيشرفت نكرد و چون حجاج بر عراق مستولى شد جمع كثيرى از ايرانىها را كشت و دست همگى را از كارها كوتاه كرد . مظالم بيست سالهء حجاج و خونريزيهاى قتيبه و مهلب و اولاد او در عراق و خراسان و سيستان و جرجان و طبرستان بار ديگر ايرانيها را بفكر چاره انداخت و اين دفعه در طبرستان و ماوراء النهر يعنى نقاط دور از مركز خلافت باجتماعات سرّى بر ضدّ بنى اميه مشغول شدند و مردم را نهانى بقيام بر ايشان خواندند . قيام زيد و فرقهء زيديّه موقع ديگرى شد براى شورش مردم كوفه و ايرانيان مداين و بصره و موصل و رى و خراسان بر امويان و درآمدن در بيعت زيد امّا اين بار هم نتيجه‌اى بدست نيامد و زيد مقتول و زيديّه پراكنده شدند . قيام شيعيان آل عبّاس مختار در ابتداى قيام مردم كوفه را بامامت پسر سوّم حضرت على يعنى محمّد بن الحنفيّه دعوت ميكرد و چون لقب مختار كيسان بود اين فرقه از شيعه را كيسانيّه خواندند . كيسانيه در سال 98 پس از فوت ابو هاشم پسر محمّد بن الحنفيه با يكى از فرزندان عباس بن عبد المطلب يعنى محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس بيعت كردند و بنام شيعهء آل عبّاس مشهور شدند و در سال 101 كه بعقيدهء ايشان بايد دولت بنى اميه در اين تاريخ انقراض يابد محمّد بن على را لقب امام دادند و او را خليفه گفتند . محمّد هم از شام محلّ اقامت خود دعاتى بخراسان و ماوراء النهر فرستاد و مسلمين را با بيان سوء سيرت امويان بامامت خويش دعوت كرد و بالنتيجه جمع كثيرى از دهقانان و نجيب‌زادگان ايرانى خراسان ببيعت او درآمدند و چون ايشان شعار يعنى جامه‌هاى خود را سپاه كرده بودند